سایت جـامع آستـان وصـال شامل بـخش های شعر , روایت تـاریخی , آمـوزش مداحی , کتـاب , شعـر و مقـتل , آمـوزش قرآن شهید و شهادت , نرم افزارهای مذهبی , رسانه صوتی و تصویری , احادیث , منویـات بزرگان...

مدح و شهادت مسلم بن عقیل علیه‌السلام

شاعر : محمد علی بیابانی
نوع شعر : مرثیه
وزن شعر : فعولن فعولن فعولن فعول
قالب شعر : چهارپاره

دلم شـور می‌زد که از دور دیـدم            دو پیغـام سرخ از بیـابان رسیدند

سوارانی از کوفه و غـصه‌هایش            که پیـغـمـبر روضه یک شهـیدند


رسیدند و از ماجـرای تو گـفـتـند            از اینکه نـرفـتـند از کوفه بیرون

مگر اینکه دیـدنـد دروازۀ شـهـر            شده میزبان سری غرق در خون

شنـیدم که گـفـتـنـد بـاز اهل کوفه            نمک خورده‌اند و نمکدان شکستند

به جز کاسه کهنه عهـد و پیـمـان            تو را سر شکستند و دندان شکستند

شـنـیدم که تا پـای جـان ایـستادی            ولیکن به تو عرصه را تنگ کردند

تو را دوره کردند و مهمانشان را            پـذیـرایـی آتـش و سـنـگ کـردند

شـنـیـدم که از روی دارالـعـماره            تو را پرت کرده پرت را کشیدند

تن بی‌سرت را به یک اسب بستند            و در کوچه‌ها پیکـرت را کشیدند

شنیدم که لب‌تشنه جان دادی آخر            تو را آب دادنـد و آبی نـخـوردی

اگرچه لـبت پـاره از سنگ‌ها شد            ولی خـیـزران شـرابی نخـوردی

سرت زینت سر در شهـر گردید            ولی سهـم نـی‌ها و طشت طلا نه

تنت قـسـمـت میـخ قـصاب‌ ها شد            ولـی پـایــمــال سـم اسـب‌هـا نــه

نقد و بررسی